انتظار ظهور منجى، قرن هاست كه بشريت را بى قرار ساخته است.
هركسى به ميزان انديشه و دركى از عقايد خويش در گرد شمع و عشق سوزان «انتظار» پروانه وار مى سوزند.
پيروان آيين «هندو» در اصل ظهور منجى جهانى هيچ ترديدى روا نمى دارند، و آنها شب و روز در انتظار ظهور «كلكى» به سر مى برند كه روزى «كلكى» ظهور مى كند و حكومت ناشايستگان را درهم مى شكند و حكومتى عالمگير ، عدالت گستر و دين محور تشكيل مى دهد.
و همچنين بودائيان معتقد به اين اصل مى باشند، و موعود باورى در آيين و انديشه آنها به شدّت گره خورده است.
در هزاره گرايى زرتشتيان و باورها و انديشه آنها، انتظار ظهور سه منجى از نسل زرتشت مطرح مى باشد كه هر مصلحى يكى پس از ديگرى در راس هر هزاره ظهور مى كند و جهان را پر از عدل مى سازد و اهريمنان را در هم مى شكند.
و نيز يهوديان بر مبناى اعتقاد و انديشه اى كه دارند خود را وارثان زمين مى دانند.
و همچنين در افكار و انديشه مسيحيّت، باز گشت عيسى مسيح(عليه السلام)مهمترين ركن دينى آنها را تشكيل مى دهد، و شوق انتظار در رساله ها و متون دينى آنها مانند رساله اول و دوم «پولس»، ورساله «پطرس» مطرح شده است. ونيز درميان مسيحيت گروههايى به نام«هزاره گرا»پديدآمده اندوسعىوتلاش خود را صرف آمادگى براى ظهور دوبا ره عيسى مسيح(عليه السلام) در آخرالزمان مى كنند.
در آيين «دائو» كه در ميان چينيان نفوذ دارد، رگه هاى منجى باورى به طور واضح و روشن ديده مى شود. و معتقدند كه موعود آخرالزمان دائويى، ظهور خواهد كرد و جهانى نو برپا خواهد ساخت.
در ميان آيين هاى موجود در ژاپن نيز موعودباورى به چشم مى خورد، و از ميان مذاهب منجى باور آنها مى توان از دو نهضت «كورز و ميكو» و «تريكيو» در قرن نوزدهم ميلادى را نام برد.
در انديشه و فرهنگ يونان باستان نيز اين اعتقاد و باور وجود دارد كه روزى حكومت جهانى و مردمى خواهد آمد كه تمام بشريت از او نفع مى برند، و كسى از شرق قيام خواهد كرد و صلح را براى بشريت به ارمغان خواهد آورد.
در انديشه و آيين هاى موجود در ميان سرخپوستان نيزموعودباورى ديده مى شود([1])
به هر حال; شوق انتظار و ظهور منجى جهانى، دنياى آشفته امروزى را فرا گرفته است، و اين اعتقاد و باور، در انديشه اسلامى به وضوح و روشنى تمام مطرح شده است، و در متون معتبر و بى شمار اهل سنّت و تشيّع بحث و بررسى شده است، و در اين مقاله سعى بر اين است كه سيماى درخشان و نام پرآوازه مهدى موعود از ديدگاه متون كهن و با اعتبار اهل سنّت بحث و بررسى شود.
[1] . ر ك : روزنامه جمهورى اسلامى 29/7/1381.