|
|
|
|
|
روی پیوندهای زیر کلیک کنید معجزه و تاکتیک سیره و رفتار قطعه ادبی - شعر پیامبر در نهج البلاغه
مصداق شناسی اهل البیت در کلام رسول الله دیدگاه اماميه در باره مصداق اهل البیت رسول الله(ص) در گفتار ور فتار جدش حسین (ع) (ناظر حسین زکی)
مجموعه مقالات همايش افغانستان و انتخابات شوراي ملي: همایش افغانستان و انتخابات شورای ملی در 23 اسد 1384، به همت تشکلهای فرهنگی افغانستان مؤسسه فرهنگى بشارت،انجمن فرهنگى ياسين، بنيادفرهنگى افغانستان، مؤسسه تحقيقات بنيادين، مجمع اسلامى ميثاق، مجمع علمى فرهنگى چوالعصر، انجمن فرهنگى حضرت خديجه، با همكارى اتحاديه فرهنگى طلاب در قم برگزار شد.مقاله هایی برگزیده که در همایش ارائه شد
« تهيه كنندگان کتاب مجموعه مقالات : l نوبت و تاريخ چاپ : تابستان 1384، قم عناوين اين مجموعه را موضوعات ذيل تشكيل مى دهد: 1 ـ پيشينه شوراى ملى در افغانستان 2 ـ دين و قانونگذارى در افغانستان 3 ـ نگاهى به مبانى قانونگذارى در افغانستان 6 ـ پارلمان آينده; عدالت و مصلحت 7 ـ نقش پارلمان در توسعه حقوق بشر 8 ـ جايگاه نظارت در انتخابات شوراى ملّى 10 ـ آسيب شناسى انتخابات شوراى ملى 11 ـ انتخابات شوراى ملى بايدها و اميدها 12 ـ تأمّلى پيرامون سياست خارجى در انتخابات پارلمانى 13 ـ نظام هاى انتخاباتى و نظام انتخاباتى افغانستان 14 ـ جايگاه شوراى ملى در قوانين اساسى 15 ـ قانون اساسى و تعامل سه قوا 16 ـ شوراى ملى و توسعه اقتصادى 17 ـ شوارى ملى و توسعه دموكراسى 18 ـ نقش شوراى ملى در توسعه دموكراسى 19 ـ قانون انتخابات و دموكراسى 23 ـ نقش احزاب در انتخابات و نظام هاى سياسى 24 ـ مشاركت سياسى احزاب و انتخابات برگرفته از فصلنامه بشارت سال هفتم ، شماره 26-25 ، تابستان ـ پاييز 1384 |
||
|
|
|
|
|
دوست عزیز نظر شما موجب رشد و بالندگی این وبلاگ است. تشکر از اظهار نظر شما |
||
|
|
|
|
|
وحدت و تقريب مذاهب اسلامي يک ضرورت عقلي _شرعي (تحليلي بر سير تقريب اسلامي و راهکار آن در افغانستان ) (مقاله اي از:حجة الاسلام محمد محقق بلخي ) إنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ (انبياء 92) عنوان فوق يکي از موضوعات مهم و مورد ابتلاي تمام مسلمين و هر دو طايفه بزرگ اسلامي و ملت مسلمان افغانستان مي باشد که نياز به بحث ،بررسي و اقدامات فکري و عملي و ارائه راه حل عيني جهت تحقق وحدت و تقريب داخلي هر کشور و مجموع امت دارد ما ضمن تشکر و تقدير از دبير خانه مجمع علماي شيعه و سني در افغانستان ،و همه کساني که در اين موارد تلاش مي کنند از همه مي خواهيم که در اين جهت همکاري ،علمي و عملي داشته باشند و ما براي اهميت اين موضوع روي چند مسئله به ياري پروردگار بحث خواهيم داشت : 1_ضرورت شرعي _ عقلي وحدت و تقريب . 2_پيشينه تقريب خواهي . 3_راهکار عملي وحدت و تقريب . 4_جمع بندي و نتيجه گيري . اما مورد اول: وحدت،تقريب و انسجام امت در مرحله کنوني ،يک نياز عيني و ضرورت عقلي _شرعي : در رابطه با موضوع مورد بحث ،بايد همه مسلمين ،کشور ها ،سازمان ها و رهبران اهميت قائل شده و با ارائه طرحهاي فکري و عملي مناسب در اين حال و اوضاع سعي کنند که هم جلو اختلافات داخلي گرفته شود و هم خطر نفوذ و توطئه دشمنان سوگند خورده ما که بيش از هر چيز از وحدت امت مي ترسند و بر آن پايه از تفرقه ما سود مي برند ....سد گردد،آن هم در جهان و در زماني که :مسلمانان چچن ،کشمير ،و جاهاي ديگر ،نا جوان مردانه قتل عام مي شوند در دوراني که ستون خيمه صهيونيسم بر قلب مسلمين کوبيده شده و ستاره داوود (!)بربام منطقه در حال صعود است . به عبارت ديگر :ماهواره هاي جاسوسي و استخباراتي اسرائيل و آمريکا بالاي سر ما سايه افکنده و حرکات و اختلافات مارا زير ذره بين بزرگ و بزرگتر مي نمايد .و بسيار خطرناکتر از بمب اتمي اسرائيل و غرب اين است که دشمنان ،خانه دل،شخصيت ،خوانواده و جامعه ما را با جنگ رواني و فتنه افکني ،از اساس ويران نمايد. اما ضرورت شرعي : گر چه نيازي براي توضيح و تبيين اين بحث نيست چون هر مسلماني وجوب ولزوم شرعي آن را اگر با قرآن ،سنت ،سيره پيامبر ،سيره اهل بيت (ع)،و سيره شخصيت هاي صالح و جنبش هاي اسلامي آشنايي داشته باشد ،درک مي کند ؛چنان که ضرورت عقلي آن را قرآن کريم که مورد قبول همه مسلمين است در باره ضرورت وحدت چنين مي گويد: كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيم(بقره 213) وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَهُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ يُدْخِلُ مَنْ يَشَاءُ فِي رَحْمَتِهِ وَالظَّالِمُونَ مَا لَهُمْ مِنْ وَلِيٍّ وَلا نَصِيرٍ (8) أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ وَهُوَ يُحْيِي الْمَوْتَى وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (9) وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ (10)(شوري) شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ (13) وَمَا تَفَرَّقُوا إِلا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَلَوْلا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ أُورِثُوا الْكِتَابَ مِنْ بَعْدِهِمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ (14)(شوري) در اين آيات وقتي خداوند از نهي اختلاف سخن مي گويد ،مسلماً اختلاف در دين واحد را نمي پذيرد ؛چنانکه در آيات 92 سوره انبياءو آيات 53 و57 سوره مومنون نيز از وحدت هدف اديان و ضرورت اتحاد انان سخن مي گويدواختلاف را نکوهش مي کند. . يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلا تَمُوتُنَّ إِلا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ (102) وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنْتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ (103) وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (104) وَلا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (105)(بقره ) اين آيات و ده ها آيه ديگر براي ما مي گويد که وحدت يک ضرورت اعتقادي _عملي بوده و خود اسلام ،براي اتحاد است و نبايد دين و بر داشت و برداشت از آن عامل اختلاف شود _چنان که اگر اختلافي در برخي زمينه ها بوجود آمد بايستي آن را به خدا ارجاع داد "و حکمه الي الله ". درسي از امام علي(ع): امام علي (ع)درجواب يک يهودي معترض که به آن حضرت گفته بود :"شما مسلمانان آب غسل پيامبرتان نخشکيده بود که اختلاف کرديد !" فرمود :"نحن انما اختلفنا عنه لا فيه(1) "يعني:اختلاف ما در اصل دين و رسالت نبود ،بلکه اختلاف ما در جانشيني و پس از پذيرش آن حضرت پيش آمده بود .مثلاًحضرت فموده باشد :ما چون فرزندان يک پدر بر سر ميراث او اختلاف کرديم و سپس کوتاه آمديم ؛اما شما اصل خدا ،رسالت و پيامبر را رها کرده و به دنبال گوساله سامري که رسم قبطي هاي مشرک بود ،رفتيد . همه ما بايستي راه وحدت و طريق تقدم مصلحت دين بر مسائل شخصي و هر چيز ديگر را از امام علي (ع)دربرابر پيشنهاد ابوسفيان که مدعي همايت از امام ،دربرابر خلفا شده بود و آن حضرت جواب رد داد ياد بگيريم . اينجاست که شيعيان و سنيان بايستي از امام علي (ع)که مورد قبول همه مااست درس بگيرند. پيامبر (ص)مي فرمايند :"علي مع الحق و الحق يدور معه حيثما دار ". نقد و تصحيح متون حديثي و تاريخي ،عامل پيشگيري از اختلافات ما در کتب حديثي متون و منقولاتي داريم که از پايه محکم و صحيحي بر خوردار نيستند و در اين مورد احاديث ساختگي ،مجعولات و مجهولاتي که به پيامبر (ص)نسبت داده شده در ميان کتابهاي روايي و تاريخي هر دو فرقه ديده مي شود .که بعضاً توسط بيگانگان و دانشمندان يهودي و مسيحي جعل و پرداخته شده است .و برخي از اين احاديث و متون از اساس ساختگي نبوده و بعداًتوسط فرقه هايي که با هم اختلاف فکري ،کلامي سياسي و فقهي داشته اند ،تحريف يا مورد دستبرد قرار گرفته است ....که بايستي با رعايت اصول و قواعد حديثي و عرصه آن به قرآن و نقل از راويان عدول و ثقات و درواقع منابع واقعي و جانشينان فکري پيامبر و از جمله اهل بيت "اهل البيت ادري ما في البيت "هستند ،روايات و احاديث از نسبت هاي خلاف واقع پاک شود ... در اينجا به يک حديث که متن مشوش وپر اختلاف دارد ودر باره تفرقه و اختلاف امت پيامبر (ص)نقل شده به عنوان مثال با استفاده و برداشتي که از نوشته هاي درسي استاد سبحاني (حفظه الله )برده ايم اشاره مي کنيم . اين حديث با تفاوت مضمون و اختلاف زياد در متن و محتوا به چيزي اشاره مي کند که از هر نظر قابل بحث ،نقد و ارزيابي است و متاسفانه برخي از ناقلان آثار حديثي و مولفان کتب فرق اسلامي سعي در تفسير و تصحيح اين حديث انجام داده اند تا آن را به نفع فرقه مورد نظر خويش تطبيق نمايند و همچنين در مورد هر چه پر اختلاف معرفي کردن مسلمانان ،شبيه آنچه بر يهود و نصري رفته است ،تاکيد نموده اند .... اصل اين حديث که در سنن ابو داود ،صحيح ترمذي و سنن ابن ماجه و مسند ابن حنبل و غيره آمده ،با اختلاف نقل شده است : "روي ابو داود في کتاب السنه عن ابي هريرة قال :قال رسول الله :افترقت اليهود علي احدي و سبعين فرقة ،و تفرقت النصاري علي اثنتين و سبعين فرقة،و تفترق امتي علي ثلاث و سبعين فرقه". و همچنين معاوية بن ابي سفيان از رسول (ص)چنين نقل کرده است که آن حضرت فرمود :"الا ان من قبلکم من اهل الکتاب افترقو ا علي ثنتين و سبعين ملة و ان هذه الملة ستفترق علي ثلاث وسبعين .ثنتان و سبعون في النار و واحد في الجنة و هي الجماعة". روي الترمذي في باب ما جاءفي افتراق هذه الامة مثله ،عن ابي هريرة.و مروي عن عبدالله بن عمر قال :قال رسول الله (ص):"ليأتين علي امتي ما اتي علي بني اسرائيل حذوالنعل بالنعل حتي ان کان منهم من اتي امة علانية،لکان في امتي من يصنع ذلک و ان بني اسرائيل تفرقت علي ثنتين و سبعين ملة ،و تفرقةامتي علي ثلاث و سبعين ملةکلهم في النار الا ملةواحدة،قالوا :و من هي يا رسول الله ؟قال :ما انا عليه و اصحابي"(2) و روي عن عوف بن مالک قال :"قال رسول الله :افترقت اليهود علي احدي وسبعين فرقة،فواحدة في الجنة و سبعون في النار ،و افترقت النصاري علي ثنتين و سبعن فرقة فا حدي و سبعون في النار و واحدة في الجنة،والذي نفس محمد بيده لتفترقن امتي علي ثلاث و سبعين فرقةفواحدة في الجنة و ثنتان و سبعون في النار قيل يا رسول الله :من هم ؟قال:الجماعة". نقد و بررسي 1-نخست درباره سند اين حديث بايد ياد آوري شود که :اين حديث در صحاح و مسانيد حديثي ...نقل شده است ،گر چه ابن حزم در کتاب "الفصل في الاهواءو الملل"اين حديث را صحيح نمي داند . و برخي ديگر هم بر صحت سند و حديث تاکيد داشته اند ،چنانکه برخي ديگر استدلال با اين حديث را يا از جهت سند يا متن مقبولو حجت نمي دانند ... 2_اشکال اختلاف و اضطراب متن و نص حديث به گفته استاد،علامه محقق و متخصص برجسته و کم نظيرمعارف و متون (آيةالله سبحاني )کمتر از ضعف سند اين حديث نيست ،گر چه به جهت :متضافر بودن روايت ،ضعف سند آن جبران مي شود .(3) اما اختلاف ،چنانکه در متن خوانديم و يا چنانکه استاد ما (حفظه الله )نيز به آن اشاره مي کند ،قرار ذيل است : 1_ اختلاف وتفاوت در تعداد فرقه هاي مسلمانان ...که با مطالعه نياز به ذکر مجدد آن نداريم . 2_اختلاف در مقدار هلاک شدگان و نجات يافتگان که بيشتر روايات اين متن به نجات يک فرقه و هلاکت باقي اشاره دارد ولي عبدالقاهر بغدادي در کتاب و سند خود از پيامبر چنين نقل کرده است :"کلهم في النار الا امةواحدة".(4) 3_اختلاف در تعيين فرقه ناجيه و رستگار :در برخي آمده "و هي الجماعة"ودر برخي آمده "الاسلام و جماعتهم "(5)و لکن ترمذي(6) و شهرستاني (7)نقل کرده اند که پيامبر در باره فرقه ناجيه فرموده است :"ما انا عليه و اصحابي ". ايراد اصلي به نظر ما در اين بحث اصراري است که :عبدالکريم شهرستاني ،به خرج مي دهد تا فرق اسلامي را به هفتاد و سه دسته برساند .(8)با اينکه فرق اسلامي به کثرت نبوده . اگر اختلافات جزيي و پيش پا افتاده ،که مربوط به اصول اساسي اسلام و توحيد ندارد و يا اين اختلافات جنبه اجتهادي ،نظري ،کلامي و فلسفي دارد ،قطعاًمورد نظر حضرت نبوده است . و همچنين امام اشعري سعي دارد تا فرق اسلامي را زياد و بزرگ نشان دهد (9) چنان که تنها غلات را به 15 دسته برساند و براي شيعه اماميه ،24 فرقه را معرفي کرده است . از اين جهت نويسنده (و فيلسوف)معاصر عبدالرحمن بدوي به دلايلي که مجال ذکرش نيست ،اين حديث را درست و صحيح نمي داند . و نظر جالب توجه اينجا نظر شيخ محمد عبده است که مي فرمايد :"اما تعيين اي فرقة هي الناجية ،اي التي تکون علي ما کان النبي عليه و اصحابه ،فلم يتعين الي الان ،فان کل طائفةممن يذعن لنبينا بالرسالة تجعل نفسها علي ما کان عليه النبي و اصحابه . (الي ان قال:)و مما يسرني ما جاءفي حديث آخرانّا الهالک منهم واحدة". (10) وحدت اصولي و زير بنايي نياز اساسي ماست از آنجا که اصول و فروع اسلام بر توحيد استوار است "بني الاسلام علي دعامتين :کلمة التوحيد و توحبد الکلمة"و اسلام بدون توحيد و يا مسلمان واگرا و تجربه طلب بريده از خط اسلام و امت خواهد بود . از اين لحاظ و جنبه هاي ديگر وحدت ما ،يک وحدت فکري ،عملي ،ماندگار و استراتيژيک است نه يک وحدت موقت ،عرضي و مقطعي و به اصطلاح سياسي ،آن هم با روشهاي سياست بازانه معمول که مد بازار مکاره روز مي باشد ،چون با فرض نياز مقابله با دشمن مشترک و اتحاد بر اساس ضرورت هاي عيني و مرحله اي (و سياسي )،بايستي آن را به يک اتحاد اساسي ،پايدار و پيشرو ،و بر مبناي وحدت فکري و موضع گيريهاي منسجم اسلامي در تمام زمينه ها ،ميان مسلمين تبديل نمود ،که بررسي و راهکار آن را در طرحواره امت اسلامي گفته ايم . پس ما با داشتن اصول ثابت ،محرز،مشترک چون توحيد ،نبوت ،معاد و غيره و توافق عميق و غالب در فروع يا بعضي اصول مذهبي ،که مي شود آن را اصول تکميلي خواند "اليوم اکملت لکم دينکم " مبنا و زمينه هاي اتحاد ما بر اختلاف نظر غالب خواهد بود ،چنانکه معتزلي ها نيز در يکي از اصول مذهب چون عدالت با اشاعره و اهل حديث که همه از اهل سنت هستند ،اختلاف دارند؛و شيعيان اثني عشري با شيعيان زيدي و اسماعيلي بر سر تعداد پيشوايان داراي اختلاف نظر هستند. البته با وجود تفاوتهاي فکري ،نظري و اجتهادات عملي ،که ذاتاًطبيعي بوده و نوعاًزيان آور نيست برخي از اختلافات ،عوامل رواني ،نفساني و شيطاني دارد،چنان که امام علي(ع) مي فرمايد:"انما الشيطان يعطيکم بالجماعةالفرقة و بالفرقة الفتنه " و همچنين بسياري از اين فاصله ها و نفرت ها ،انگيخته هاي خارجي دارد ،زيرا دشمنان کينه توز ما نيز در ايجاد اختلاف و جلوگيري از تقريب ،تلاش مي کنند ؛که باز هم امير المؤمنين (ع)درباره شيطنت هاي منافقين و ساده انديشي هاي مسلمين و مؤمنين چنين مي فرمايد :"اني اشکو الي الله من بلادة الامين و يقظة الخائن ". يک مثال و نمونه عيني از شگردهاي شيطنت آميز آنان مسؤل مؤسسه فرهنگي -انتشاراتي بلاغ که به زبانهاي مختلف کتابهاي اسلامي نشر و پخش مي کنند ،مي گفت :يک روز در دفتر نشسته بودم که يک مستشرق(شرق شناس آلماني)که به زبانهاي فارسي و غيره آشنايي کامل داشت ،سر زده وارد شد .پس از احوالپرسي ،او به عنوان مشورت يا همکاري چنين گفت ،من مشغول نوشتن دکتراي خود درباره تقريب مذاهب اسلامي هستم ؛و نياز به راهنمايي دارم !و من هم نوشته هاي او را سريعاً ورق زدم .ولي چون به ادعا ،حرکات و رفتار او مشکوک شدم ،سؤالاتي از او نمودم و گفتم :دکتراي شما درباره تقريب مذاهب که نياز به يک بحث فکري و سير تاريخي دارد ،مي باشد؛ولي شما در اين باره چيزي ننوشته ايد و بيشتر به آمار و گزارش اکتفا کرده ايد . او سر انجام چنين گفت :من تعجب مي کنم که :چرا طلاب سني در مدارس شيعي و از جمله در قم در مدرسه حجتيه درس مي خوانند با آنکه آنها سني هستند !!و بايد در مدارس و مراکز خودشان درس بخوانند . از اين حرف و موارد ديگر روشن مي شودکه اين آقا و ساير دست اندر کاران سياسي و استخباراتي ،در باره وحدت و تقريب اين دو فرقه يا مسائل ديگر ،چقدر کنجکاو و حساس بر خورد مي کنند ،ولي نوچه هاي ما ،چگونه عمل مي نمايند ؟ پيشين? تاريخي درطول تاريخ،شخصيت ها و چهره هاي زيادي بوده اند که در جهت وحدت کلمه مسلمين با فکر و عمل اقدام کرده اند و قبل از همه خود پيامبر (ص)با نفي هر گونه اختلافي با هربهانه و شعاري و دعمت تمام مسلمين به وحدت همه جانبه اسلامي ،سنگ تمام گذاشته است .چنان که ائمه مسلمين و بسياري از علماي شيعه و سني در آثار ،گفتار و مواقف شان در هر زمان و موارد حساس ،جلو اختلافات را گرفته و زمينه تفاهم ،وحدت ،تقارب و تعاون ميان جامعه اسلامي را فراهم نموده اند. نوشتن کتاب الخلاف بواسطه شيخ الشريعه و دانشمند نامدار تاريخ اسلام محمد حسن الطوسي که در آن نظريات وآراءعلماي فريقين را بدون تعصب و براي بيان روش فقهي در استنباط احکام در سده چهارم و پنجم جمع و گرد آوري کرده است ،نشان دهنده سيره و توجه بزرگان علم و دين در اين امور بوده است و همچنين شخصيت هاي مانند طبرسي که تفسيرش (مجمع البيان )توسط علامه فقيد شيخ محمود شلتوت به عنوان بهترين تفسير به دارالتقريب پيشنهاد شد و همين تفسير با پا ورقي هاي علماي ازهر چاپ و به عنوان تفسير قرآن تمام مذاهب معرفي گرديد . علامه بزرگوار شيخ شلتوت در مقدمه مجمع البيان درباره اين تفسير چنين مي نويسد :از امتيازات اين تفسير ،آزادي فکر ،تقريب ميان مذاهب که در مدار حق و در مسير حقيقت و با اخلاص کاملي حرکت مي کند ،مي باشد. اين مفسر چه بسا در مرحله بررسي هاي تطبيقي و مقارن ،مذهب و نظر ديگران را بر مذهب و بينش خود مقدم داشته و با نهايت رعايت درجه امانت و دقت ،در نقل نظريات و آراءديگران کار کرده است ،در حالي که بدور از دشنام و ناسزا گويي نسبت به سايرين مي باشد . ابوالفضل طبرسي در اين تفسير نظريات غير خودش را طوري پرورش داده است که گويا مي خواهد همان نظر را قبول نمايد و اين کار بر خلاف بعضي از برادران اهل سنت مي باشد که در وقت برخوردشان با نظريات شيعه آنان را با رفض،رمي شان کرده و رافضه شان مي خوانند و يا چنان که برخي برادران شيعه در حين نقل آراءاهل سنت آن ها را ناصبي مي نامند و ليکن طبرسي هميشه آيه ذيل را معيار عمل و قضاوت خويش قرار داده است "و جادلهم بالتي هي احسن "(11) سيد جمال الدين ،بنيانگذار وحدت و تقريب سيد جمال الدين افغاني بيشتر از هر فردي درباره ضرورت وحدت و جلوگيري از اختلاف در جهان کار کرد و يکي از اهداف او تحقق وحدت اسلامي ميان تمام مسلمين و جلوگيري از اختلافات نژادي ،قومي ،سياسي و مذهبي که بعضاًتوسط دشمنان دامن زده مي شد ،بود.سيد جمال الدين با حضور خويش در مصر ،مرکز فکري اهل سنت با طرح فلسفه و کلام ،مخصوصآً کتاب شرح تجريد الاعتقاد و شارح آن فعلامه و فلسفه ابن سينا ،ملاصدرا و کتب فقهي ،شيعي و اسلامي ،مصري ها را به مباني فکري ،فلسفي آشنا ساخت و اين خود يکي از گامهاي تقريب بود . چون رشد علمي با رايج شدن فلسفه و ديد نقّادانه ،حق شنوانه و باز بودن باب اجتهاد ،زمينه باز نگري و استفاده از تمام انديشه ها و گرايش هاي اسلامي فراهم مي گردد.که با حضور محمد عبده و بعد حسن بنّا ،شلتوت و شخصيت هاي ديگري چون کاشف الغطاءفتقريب چنان که خواهيم گفت ،پايه گذاري گرديد .اهداف و روش وحدت طلبان? سيد قرار ذيل بود : 1_وحدت طلبي سيد جمال صرفاًجنبه نظري و شعاري نداشت چنانکه مبارزات او نيز يک جهاد کامل و همه جانبه فکري سياسي بود ،نه يک بعدي ،مقطعي و احساساتي و اين خود نياز به يک آمادگي و تلاش همه جانبه دارد. استاد مطهري در باره وحدت طلبي سيد و انديشه مبارزاتي او چنين مي نويسد :"ظاهراًنداي اتحاد اسلام را در برابر غرب اولين بار سيد جمال بلند کرده .منظور از اتحاد اسلام ،اتحاد مذهبي که امر غير عملي است نبود.منظور اتحاد جبهه اي و سياسي بود يعني تشکيل صف واحد در مقابل دشمن غارتگر"(12) 2_وحدتي که سيد جمال مطرح مي کرد در مسير حاکميت قران و استراتژي تغيير و دگر گوني همه جانبه فکري و اجتماعي بود.(وحدت طلبي سياسي و جبهه اي او ،بعضا ًجنبه تاکتيکي داشت مثل وحدتي که در شعار بعضي از سران رؤساي کشورهي اسلامي ....ديده مي شود و چنان که سيد روسيه و فرانسه را نيز عليه دشمن عمده مسلمين (انگليس)تشويق مي کرد و اين خود حکايت از قدرت تشخيص سياسي و دور انديشي او داشته و يک نقطه مثبت به حساب مي آيد .چنان که عضويت سيد در سازمان فراماسونري برخواسته از روش هاي تاکتيکي وي مي باشد که در جاي ديگر به آن اشاره شده است ". (13) 3_وحدتي که سيد مطرح مي ساخت مخالف هر نوع التقاط ،ملي گرايي و يا تعصب هاي خشک و غير اسلامي بود . 4_ سيد جمال الدين وحدت گرايي اسلامي را در زندگي خود تطبيق کرده و عملاًسمبول و مظهر وحدت مسلمين شده بود چون او دردون و از درون به توحيد و فناي في الله (توحيد عبادي و افعالي )رسيده و شرک،ريا،و چند گانگي در فکر ،رفتار و گفتارش پديدار نمي گشت ،ايمان او ايمان راستين و اخلاقش ،اخلاق مجاهدين و دعوتگران قرآني بود ،او چون نخي مي ماند که به تعبير امام علي (ع):دانه ها را به رشته و نظام مي آورد نه چون قيچي که جامعه و جريان ها را قطع و پاره پاره کند "و مثال القيم بالامر مثال النظام من الخرز". (14) او طوري بود که هر جا مي رفت او و مردم با هم احساس بيگانگي نمي کردند. او مسلمانان هر سرزمين را از خود مي دانست و بر اساس تقوا ،عدالت ،معرفت و کرامتي که اين وارث و فرزند پيامبر داشت ،معارفه و بلکه معاشقه ميان او و تمام مسلمين در تمام کشورها بوجود آمده بود . يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ (حجرات13) سيد به همه مسلمانان به عنوان برادر نگريسته و درد مردم و کشورها را درد مشترک همه در سرزمين هاي اسلامي مي شناخت . او احساس فداکاري و تلاش را که براي يک مسلمان آسياي ميانه داشت براي مسلمان آسياي (صغير)ترکيه و جاهاي ديگر مي کشيد . او علاقه خويش را به مردم و سرزمين هاي مسلمين در کتاب عروة الوثقي و جاهاي ديگر بيان مي کند.(15) دومين حرکتي که براي تفرقه زدايياز جامعه اسلامي صورت گرفت طرح تاسيس دارالتقريب اسلامي در زمان آية الله عظمي بروجردي و شيخ محمود شلتوت رئيس الازهر مصر بود . اين حرکت با حمايت دو شخصيت بزرگ مذکور و با تلاش پي گير و مجاهدت هاي مرحوم شيخ محمد تقي قمي شکل گرفت . مهمترين عاملي که انگيزه تأسيس دارالتقريب را تقويت بخشيد،اختلافات شديد ميان فرق مختلف اسلامي و به ويژه شيعه و سني بود . اين اختلافات گاهي چنان شديد مي شد و به صحنه هاي غم انگيز مبدل مي گشت که گويي شيعه و سني هيچ وجه مشترکي ندارند ،در حالي که پيروان هر دو مذهب ،خداي واحد را مي پرستيدند و به کتاب پيامبر اسلام (ص)و معاد ايمان داشتند .(16) در تأسيس و تقويت وحدت و تقريب شخصيت هاي بسياري ازجمله بزرگاني چون :آيةالله محمد حسين آل کاشف الغطاءاز مراجع نجف،آية الله سيد عبدالحسين شرف الدين از علماي بزرگ شيعه لبنان ،مفتي اهل سنت عبد المجيد سليم مرجع بزرگ افتاءو فقاهت ،شيخ حسن البناءموسس و رهبر اخوان المسلمين و...در آن نقش داشتند .شعار دارالتقريب "ان هذه امتکم امة واحده و انا ربکم فاعبدون "بود. به هر حال نتيج? تلاش هاي دارالتقريب به صدور فتواي معروف شيخ محمود شلتوت منجر گرديد.در اين فتواي مرحوم شلتوت اعلام کرد:"پيروي از مذاهب اماميه ،چه در عبادت و چه در معاملات عيناً مانند پيروي از مذاهب چهارگانه تسنن براي مسلمين مجاز و مشروع است ."همچنين آيةالله عظمي بروجردي در آخرين لحظات عمر شريف خود فرمودند :"تقريب کار بزرگي است من در اين باره آرزو ها داشتم و در صدد بودم که نامه اي به شيخ شلتوت بنويسم ". يکي از شخصيت هايي که بيشتر از همه طرفدار وحدت و تقريب امت اسلامي بوده و از اختلاف ميان امت اسلامي ،اظهار نگراني مي کرد ،امام خميني بود. امام خميني اعلي الله مقامه الشريف دراين باره مي فرمايند :"يک دسته از مسلمانان شيعه هستند و يک دسته اي ازمسلمانان سني ،يک دسته حنفي و دسته اي حنبلي و دسته اي اخباري هستند ،اصلاًطرح اين معني و (اين دسته بندي ها )از اول درست نبوده ". در يک جامعه اي که همه مي خواهند به اسلام خدمت کنند و براي اسلام باشند ،اين مسائل نبايد طرح شود ،ما همه برادر هستيم و با هم هستيم ،منتهي علماي شما يک دسته فتوي به يک چيز دادند و شما تقليد از علماي خود کرديد و شديد (به عنوان مثال)حنفي،يک دسته فتواي شافعي را عمل کردند و يک دسته ديگر فتواي حضرت صادق را عمل کردند ،اين ها شدند شيعه اين ها دليل اختلاف نيست ،ما نبايد با هم اختلاف و تضاد داشته باشيم ما همه با هم برادريم _ برادران شيعه و سني بايد از هر اختلافي احتراز کنند _ 8/رمضان /1400(17) امام به مناسبت ديگر مي گويد :"دو مطلب را در نظر بگيريد :يکي وحدت کلمه که همه با هم باشيم و يکي براي خدا بودن .اينکه قيام و نهضت مان براي خدا باشد . خداي تبارک و تعالي به رسول اکرم دستور داده است که به امت ما بگو که من فقط يک موعظه دارم و آن اينکه براي خدا قيام کنيد". (18) علامه بلخي پرچمدار وحدت و تقريب نبوغ،اطلاعات،انديشه هاي اسلامي و طرح هاي انقلابي علامه بلخي از طريق سخنراني،نوشته،شعر،خطابه و غيره....کمک زيادي به تقريب اسلامي نمود . در اين سخنراني ها گاهي برادران اهل سنت مخصوصاًدانشگاهيان شرکت مي کردند .صدر اعظم دولت مجاهدين با خانم بلخي گفته بود :"ما فکر اسلامي و انقلابي را از امثال علامه بلخي در حسينيه ها و مساجد فرا گرفته و مخالف شيعيان نيستيم " علامه سيد اسماعيل بلخي در نجف اشرف،در يک سخنراني درباره وحدت اسلامي ...پس از بيان ضرورت وحدت و تفاهم ميان مسلمين و خطر اختلافات نژادي و مذهبي چنين مي گويد :"در جامعه ما هنوز کساني پيدا مي شود که مي گويد :تو شيعه هستي و من سني ،تو سيدي و من هزاره ،تو از جاغوري هستي و من از ديزنگي !". (19) آري بحث درباره اين مسايل ،اختلاف و لاف زني هاي معمول و رايج ميان بعضي افراد ،عامل فاصله مسلمانان و بلکه سبب نزاع و جنگ مي گردد ،چيزي که همه آن را تجربه کرده ايم. علامه بلخي در سخنراني ديگر که همزمان با تأسيس حسين?سجاد در سال 1347ايراد شده ،درباره وحدت اسلامي و بعد تقريب مذاهب اسلامي چنين مي گويد :"خطابه جذابي را پارسال در قندهار براي اصلاح غوغاي شيعه و سني دادم گفتم :برادران !اگر باران مي بارد بر زمين شيعه و سني مي بارد و اگر خشک سالي آمد هر دوي شما گرسنه مي شويد ؛آمريکا دارد جنجال سياه و سفيد را حل مي کند ،ما اينقدر ريزه شديم؟اول که جنگ شيعه و سني و از آن هم که گذشت... حلقه به اندازه ي تنگ مي شود كه دو نفر نمي توانند باهم زندگي كنند ". ( 20 ) علامه بلخي درمورد وحدت اسلامي چنين ياداوري مي کند :"علم را چه درخشان مي کند؟کدام نيرو استفاده صحيح از علم مي کند؟وحدت نظر و وحدت عمل .تا يک جامعه وحدت پيدا نکند ،علما اقتصاداًو جسماً پيش نمي رود،سرمايه تمام سعادتها ،اتفاق است ؛اتفاق پيش برنده کمالات است". (21) اتــفاق اي اتـــفاق اي اتـــفاق چــاره بــر پـيکر فـرسود شرق در حياتم گر نشد بعد از ممات روح بلخي را نما خشنود شرق شهيد بلخي با ذکر مثالي در اين باره ادامه مي دهد:"فرض کنيد دو نفر نويسنده اگر اتفاق کنند ،جامعه از تأليف هر دو استفاده مي کند ،اگر همديگر را تخطئه کردند،او گفت :او چيز نمي فهمد ،آن ديگري گفت :چيزي نمي فهمد ،يک عده از او بيزار مي شوند ،يک عده از آن (و)جامعه،راکد مي ماند ". (22) راستي،اگر اختلاف دو نويسنده ،اين آثار منفي را دارد ،اختلاف دو جريان ،يا اختلاف دو ملت و يا اختلاف دو مذهب خطرناکتر از هر چيز بوده و اختلاف دو فرقه عظيم اسلامي ،آثار منفي و نابود کننده اي خواهد داشت ،و همچنين اگر اين دو فرقه با هم اتحاد داشته باشند ،از اهميت زيادي بر خوردار خواهد بود .اين جاست که دشمنان اسلام ،با وحدت اسلامي و انواع و مراحل آن مخالفت کرده و با دامن زدن ملي گرايي و فرقه گرايي ،دائماًمسلمانها را براي خنثي کردن همديگر مصروف و مشغول نگه مي دارند . علامه بلخي در ادبيات و اشعار انقلابي خودش نيز تمام مسلمين را از تفرقه هاي قومي و تعصبات ويرانگرمذهبي بر حذر داشته ،چنين مي گويد اي مســلمان درگــذر از فکــر تـبعيض نـژاد کاين تعصب هاي خشک عزت مسلمان شکست اي مسلمان از جهالت جنگ مذهب داشتــي در نــژاد و در زبـان هـم حــال پــيدا مـــيکنــي هيچ مي داني بلاي اين تــعصبـهـاي خشـک بر مسلمان مسلک فاشيست اغواءمي شود از نفاق و خــفت اســلام بـنگر بـر يــهود خـانه و مـلک عـرب مـيراث بـابـا مـي شـود * * * * هان اي بشر بياموز درس از کتاب قران دسـت از ره تــوسـل زن بـر طـناب قــرآن در آتـش دوئـيت سـوز و گـداز تـا کـي ؟ بـهر دوام وحـدت کـن انـتخــاب قــرآن زاصلاح اوس و خزرج اين نکته گشت معلوم فــرمـان صـلـح بـارد از انـقـلاب قـــرآن * * * * نزاع مذهب و جنگ نژاد مي نگرم چه ابتلا است که در هر بلاد مي نگرم متاع شيعه و سني کساد مي نگرم بـر غم شــيخ اگــر وحـدتـي پـديد آريم تو را به خود زچه بي اعتماد مي نگرم ميان من و تو صد درد مشترک باقي است شهيد بلخي با گزينش توحيد به عنوان معيار کرامت بشري مرز بندي هاي مصنوعي را مخالف شرافت الهي و مانع رشد اهداف متعالي انسان مي دانست . گفتم بشرم ليک ملل مي نشناسم پرسيد زمن دوش رفيقي ز کجايي با قل? توحيد قلل مي نشناسم گفتا که تو از قل? بلخابي و گفتم : روشن است که يکي از اهداف تقريب،جلوگيري از اختلافات خود ساخته و خيالي که بيشتر در اثر توطئه ها و دخالتهاي مزدوران فکري و سياسي استعمار ايجاد مي شود ،هست . چنان که اهداف ديگر نيز مانند موارد ذيل در سايه تقريب امکان دارد ،که لازم است همه مسلمانان در مناسباتشان آن را رعايت کنند ،چنان که برادران اهل سنت و شيعه ملزم به رعايت آن مي باشند : 1_نزديک و مرتبط کردن مذاهب و توده هاي مسلمان به همديگر از خلال بحث ،تفاهم و شناخت بيشتر ..... 2_ ايجاد مؤسسات فکري ،مشورتي و کاري و همچنين تأسيس نشريات توجيهي و تقريبي . 3_ تلاش جهت ايجاد هماهنگي و بررسي زمينه هاي صدمه پذير امت و جلوگيري از اتهام ،تکفير و فاصله هاي مصنوعي ... 4_ شناسايي مخالفين وحدت و تقريب و جلوگيري از نشر کتب و نشريات تفرقه انگيزي که توسط مستشرقين ،وهابي ها و ملي گرايان و ديگر عوامل نادان و مشکوک دامن زده مي شود . 5_ارائه طرح و شعارهاي انسجام بخش و تاکيد روي نقاط مشترک و معرفي اسلام و اصول فراموش شده آن براي تمام مسلمين و حتي غير مسلمانان ... در اين جا به مصاحبه يکي از بنيانگذاران تقريب (علامه محمد تقي قمي)که در باره اهداف تقريب مذاهب اسلامي سخن مي گويد ،اشاره کنيم : علامه قمي ضمن بيان موفقيت اين طرح که براي حفظ وحدت شيعه و سني با حفظ کيان و موجوديت هر دو فرقه ايجاد شده و در مدت يک ربع قرن برنامه و کارهاي ذي قيمتي داشته که در تاريخ اسلام بي سابقه است ،اشاره مي کند: الف_ انتشار مجله رسالت الاسلام به قلم پيشوايان بزرگ تشيع و تسنن. ب_داخل نمودن فقه شيعه در فقه مقارن دانشگاه الازهر . ج- ايجاد ارتباط و همبستگي ميان رؤساي شيعه و سني . د_ معرفي شيعه به وسيله انتشارات دارالتقريب . ه اقدام براي جمع آوري احاديث مورد اتفاق در يک کتاب . و_نظارت بر کتابها و جلوگيري از کتابهاي تفرقه انگيز . ز_ صدور فتواي تاريخي به کشور هاي اسلامي در مورد جواز پيروي از مذهب شيعه . ياد آوري مي شود که:هر تلاشي که براي حفظ وحدت يا جلوگيري از نزاع و اختلافات داخلي ،منطقه اي و غيره ميان مذاهب ،احزاب و کشورهاي اسلامي مؤثر است ،برايش بايد کار و سرمايه گذاري شود. مؤسس? تقريب مذاهب اسلامي (دارالتقريب)که در جامع الازهر تشکيل شده بود و يا مجمع علمي مذاهب اسلامي که در تهران در رمضان 1413_1993 تأسيس گرديد ،مي تواند يکي از اين مراکز و نهاد ها باشد . و بايستي که در جهت تقويت چنين مراکز و يا شخصيت هاي حقيقي و حقوقي که معتقد به وحدت مذاهب و يا وحدت اسلامي بوده و عملاًدرجهت تحقق آن کوشش مي کنند اقدام شود . تشکيلات،نهاد ها و مراکزي چون سازمان کنفرانس اسلامي ،کنفرانس وزراي خارجه ،کميت? قدس ،کميته اسلامي صلح و ديگر ارکانها و نهاد هاي تابع سازمان کنفرانس اسلامي و تمامي مؤسسات و مراکز فکري ،علمي و مردمي مي توانند در جهت تحقق وحدت اسلامي و احياي هويت صدمه ديده و فراموش شده مسلمين همکاري نمايند. با احياي مراسم سنتي و ديني چون اعياد و از ميان بر داشتن اختلاف رؤيت هلال که يک مسئله فرعي بوده و حتي از نظر فقهي نسبت به وحدت افق در موقعيت جغرافيايي فعلي موضوع آن با زمان پيامبر (ص)فرق کرده است،جلو هر بهانه و زمينه هاي جدا کننده را بايد گرفت. و خوب است که در اين مواردو بسياري موارد ديگر،از کنگره عظيم جهاني حج،حسن استفاده را نمود. راهکار تحقق وحدت در افغانستان همه ما در دوران جهاد ،وحدت فکري و عملي ميان شيعه و سني را تجربه کرديم ،و اين وحدت بيان گر رابطه محکم و سازنده اقوام و مذاهب در افغانستان که عامل پيروزي گرديده بود ،شده بود . نويسنده کتاب نظري? هم گرايي از وحدت دوران جهاد چنين مي نويسد :"افغانستان حدود 80%سني و 20%شيعه دارد که البته در شرائط کنوني به علت وجود دشمن متجاوز اشغالگر شوروي،وحدت عمل آنان حفظ شده است ".(23) آري ما وقتي به اسلام عقيده داريم و به آن پايبند هستيم ،نه تنها هيچ مانعي بر سر راه وحدت نمي بينيم که متحد طبيعي و برادر هم نيز هستيم . شيخ عبدالمجيد سليم ،رئيس ازهر و نائب رئيس دارالتقريب مي گويد :"تمام فرق اسلامي تحت يک ملتند و چون اختلاف فقهي ميان آنان ناشي از اجتهاد است ،همگي معذور و مأجورند ". (24) با اين که وحدت اسلامي ميان هر مذهب و ملتي نياز اساسي است ،وحدت و تقريب ميان اين دو فرقه مخصوصاً در افغانستان حياتي مي باشد ؛و در اين جا اظهاراتي که شده و طرحهايي که ارائه شده ،عملاًاز نزديک بودن افکار و نظريات شخصيت هاي سياسي اين دو فرقه حکايت مي نمايد ،که به عنوان نمونه به نظر آيةالله محسني و آقاي مولوي غريق اشاره مي شود: مولوي غريق در بين مذاهب اسلامي مان هيچ اختلافي در اصول کلي و اساسي دين از قبيل :توحيد،نبوت ،معاد و غيره وجود نداشته و هر آنچه را که دين مبين اسلام به عنوان فريضه براي مسلمين مقرر فرموده از نظر همه مذاهب واجب الاتّباع مي باشد . امروز بر ما وارثان مذاهب است که صادقانه و مخلصانه دامن همت بر کمر بنديم و آنچه را که مغرضين و معاندين به نام مذهب و مسايل مذهبي درميان جوامع اسلامي مان ترويج نموده اند ،شناسايي و آن را به ديوار بکوبيم ،که با اين عمل يعني با تنقيح مذاهب مي شود از تفريق مذاهب جلوگيري نموده و يا به عبارت ديگر با تنقيح مذهب مي شود بزرگترين قدم را در تقريب و حتي توحيد مذاهب برداشت.(25) آيةالله محسني آيةالله محسني در سخنراني که در پنجمين مجمع علماي شيعه و سني ايراد کرده بود با بيان ضرورتوحدت و تقريب شيعه و سني مطالب و طرح هاي مهمي ارائه نمود و همچنين برخي از علما و شخصيت هاي ديگر هر دو مذهب که به عنوان نمونه به قسمت هاي ازنظريات و طرح هاي دو تن از علما اشاره مي کنيم : آيةالله محسني درکتاب تصويري از حکومت اسلامي در افغانستان ،ضمن نقد اختلافات و ذکر نزديک بودن نظريات هر دو طائفه و نياز به شناخت و معرفي آن از طرف علماي فريقين چنين مي نويسد:"بنا بر اين مي شود که احاديث شيعه و سني را به طور مختصر در عقائد و اخلاق و معارف اسلامي و فقه در يک کتاب گرد آوري و به طرفين تدريس نمود . در فقه دو سه راه وجود دارد يکي آنکه بر طلاب اهل سنت لازم شود که يک کتاب مختصر فقه شيعه در مرحله متوسط درسي خود مطالعه کنند و بر طلاب شيعه نيز مطالعه کتاب مختصر فقه اهل سنت حتمي شود ،راه ديگر يک کتاب مختصر و جامع فقهي از اين دو مذهب انتخاب و براي طلاب مذهب ديگر تدريس شود . راه سوم اينکه براي طلابي که درسشان از درجه متوسطه گذشته ،فقه مقارن تدريس شود که در آن از نظريات هر دو مذهب صحبت شود .اين فقه مقارن به شکل جزوه هاي تايپي باشد يا کتاب چاپي . اولاً:به منظور جلوگيري از تکرار حوادث شرم آور و تلخ گذشته بين شيعه و سني . ثانياً:به منظور قطع ايادي بيگانگان طمّاع . ثالثاً:به منظور تطبيق عدالت اجتماعي و اخوت اسلامي. رابعاً:به منظور تقويت بنيه اقتصادي (زراعتي و صنعتي )و غيره . و خامساً:به منظور تحکيم علاقه هموطنان به کشور آبايي شان و به منظور ...بايد در نظام اسلامي آينده افغانستان نسبت به شيعيان افغاني امور ذيل عملي گردد: اول:ذکر مذهب جعفري در قانون اساسي همانند مذهب حنفي يعني مذهب جعفري براي شيعه و مذهب حنفي براي اهل سنت نافذ باشد و در فرض دعوي بين دو نفر مختلف المذهب ،تعيين قاضي به اختيار مدعي باشد . دوم:به اندازه کميت و نفوس آنان بايد در کابينه و همه مقامات وزارتخانه ها عضويت داشته باشند . سوم:در مناطقي که اکثريت با شيعيان است ،والي و ولسوال آن شيعه باشند . چهارم :عقايد آنان همانند عقايد اهل سنت در کتابهاي درسي مدارس و پوهنتون ذکر گردد. پنجم: توازن اقتصادي در سراسر افغانستان منجمله مناطق مرکزي بدون تبعيض عملي گردد.درتمام ولايات مرکزي از يک جاده و يک کارخانه توليدي اثري نيست و اين نمونه بارز ظلم اجتماعي در رژيم هاي گذشته بر مردم شيعه و هزاره مي باشد. ششم:تشکيلات سياسي ولايات مرکزي بايد بر اساس معقول و بدور از تعصب و بازي موردتجديد نظر قرار گيرد . هفتم:به زبان دري و پشتو هر دو توجه شود و پلوي پشتو تولنه دري تولنه هم بايد زير نظر انجمن ادبيات ،تشکيل يابد و تعصبات بي معني تاکنون هيچ نتيجه اي جز به هدر رفتن وقت و مال نداشته است ،هر کدام از اين دو ،زبان ملي که متکلم بيشتر دارد،بايد به آن بيشتر توجه شود .ضمناًبه زبانهاي ساير اقوام افغانستان نيز اجازه انکشاف داده شود ." آية الله محسني مباحث و نظريات مفصلي در اين باره ارائه مي دهد که خوب است به خود کتاب مراجعه شود بعضي نيازهاي تقريبي در افغانستان بايد تمام دستورات و مقررات مجمع تقريب مذاهب اسلامي رعايت شود. يک تجمع مشترک از علماي هر دو فرقه اسلامي بوجود بيايد که در معضلات فکري، سياسي و اجتماعي حکم و ميانجي باشد . جلو توهين به مقدسات هر دو فرقه گرفته شود و از نشر کتابها، سخنرانيهاي تحريک کننده و توهين آميز جلو گيري گردد و حساب افراد جاهل، متعصب و فتنه افروز هر دو فرقه به حساب غالب هر دو فرقه گذاشته نشود، چنان که جنگ افروزي هاي گذشته و خصومتهاي سياسي، نژادي، قومي و جناحي به حساب عموم عالمان شيعه و سني گذارده نشود . از قوم گرايي،تعصبات مذهبي و گروهي پرهيز گردد. نقاط وحدت بخش و تريب آفرين شناسايي شود و از نقاط حساسيت بر انگيز، تشنج زا پرهيز گردد . دربرخورد با همديگر از آيات زير استفاده شود :" ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ (نحل 125) ""وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا ( بقره 83) کتابهاي مشترک فقهي، کلامي ، تاريخي، شيعي ، سني که در طرح بالا به آن اشاره شده بود،تدوين شود. حضور مردم از شيعه و سني در مجالس نماز جماعت و نماز جمعه هاي دو طرف و سخنراني برخي از شخصيتها به مناسبتها در مراسم و مجالس جانب ديگر . پخش مراسم و سمينار و مجالس مهم هر دو طائفه از راديو و تلويزيون ويا نشر آن در مطبوعات همديگر البته بر اساس توافق و تفاهم طرفين . ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پاورقي: 1_نهج البلاغه ،ابن ميثم ،ج 5 حکمت 301ص 401 2_ سنن ترمذي ج 5 ،کتاب الايمان،ص 26 ،حديث 2641 3- بحوث في الملل و النحل ،ج1،ص25، 4- الفرق بين الفرق 5- همان ص7،و همچنين ابوداود و ابن ماجه ، بحوث في الملل والنحل ، ج ص37 6- سنن ترمذي ج 5،ص 26 7- الملل و النحل: ص13 8- الملل و النحل:ج 1 ،ص 15 9- في بحوث الملل و النحل ،ج1 ص 37 ،آيةالله سبحاني . 10- المنار :ج 8 ،ص 221 -222. 11- رسالة التقريب ، عدد 1 سال اول رمضان 1413 تهران ،ايران ،مقاله استاد عبدالکريم بي آزار شيرازي. مراجعه شود به مقاله :"همراه با بنيانگذاران تقريب ". 12- بررسي اجمالي نهضت هاي اسلامي :ص 27 13- مراجعه شود به مجله اخوت شماره 1. 14- نهج البلاغه . 15 - عروةالوثقي ،للسيد جمالدين الافغاني ،با مقدمه اي از محمد عبده ، چاپ بيروت .مراجعه شود به مقاله :" همراه با بنيانگذاران تقريب"شماره 1 . 16- روزنامه جمهوري اسلامي ،مقاله دارالتقريب ،ضرورت حيات اسلام ،28/9/68. 17- همان منبع . 18- جمهوري اسلامي7/5/ 1375 . 19- اطلاعات :9/9/ 1373. 20 - مراجعه شود به مجله عاشورا ،ارگان جبهه آزاديبخش اسلامي افغانستان ، مقاله نويسنده ، شماره دوم . 21- همان منبع . 22- همان منبع . 23- همان منبع . 24- نوشته دکتر سيد علي اکبر کاظمي :ص27 25- روزنامه اطلاعات ،مقاله در پرتو وحدت ،سازمان تبليغات 7/5/1375. 26- مراجعه شود به مجله اخوت ، شماره 2. 27- صفحات 171 - 175 برگرفته از : http://www.orvah.com/farsi/taqrib/text/6.htm |
||
|
|
|
|
|
كعبه خانه وحي حج نمادي از وحدت اسلامي
مقالات رایگان در زمینه وحدت و همگرایی » سید جمال الدین اسد آبادى، مصلح بیدادگر
|
||
|
|
|
|
سخنان حامد کرزی رئیس جمهور و عبدالرحیم وردک وزیر داخله در مراسم عاشورای حسین در سال ۱۳۸۶ در کابل |
||
|
|
|
|
|
عاشورا فریاد تحکیم وحدت یادداشت یک خبر نگار: http://habibrezaey.blogfa.com/post-433.aspx بادرس گرفتن از قیام حسین , اسلام را از شر تروریزم نجات دهیم استاد خلیل معاون رییس جمهور ؛ ازتریبون عاشورا فریاد تحکیم وحدت وهمبستگی مردم افغانستان را بلند کنیم مسلمانان شیعه وسنی افغانستان , همگام با دیگر مسلمین جهان روز شنبه از عاشورای حسینی در سراسر کشور بابرگزاری مراسم عزاداری و ختم قران کریم تجلیل کردند. علیرغم برخی تلاش های نفاق افگنانه دشمنان مردم افغانستان , تروریزم و مذاهب وارداتی از کشور های همسایه , پیروان مذاهب مختلف اسلامی در کنار یکدیگر هرکدام به شیوه خود شان از سالروز شهادت مظلومانه نواده گرامی رسول خدا تجلیل می کنند. حضور گسترده نیروهای نظامی در مراکز برگزاری مراسم عزاداری برای تامین امنیت و تاکید مقامات دولتی وسخنرانان مبنی بر بهره برداری از مراسم امام حسین جهت تحکیم وحدت مسلمانان و معرفی چهره انسان دوستانه از اسلام را , می توان از ویژه گی های تجلیل از عاشورای حسینی سالجاری افغانستان قلمداد نمود.
بر اساس گزارش ها , حامدکرزی رئیس جمهور افغانستان در مراسم عاشورای سالار شهیدان حضرت امام حسین که در مسجد جامع حوزه علمیه خاتم النبیین کابل برگزار شده بود ؛ قیام امام حسین را نبرد اهل حق علیه ظالمان زمان و اهل باطل خواند و گفت که شهادت ان حضرت ، کوششی برای اجرای عدالت اجتماعی بود ؛ " نوه رسول خدا (ص) زنده گی شیرین و خون پاک خود را برای تامین عدالت ، تحکیم عقیده اسلامی ، رفاه جامعه و برای جد و جهد انسان ها فدا کرد" . آقای کرزی با طرح این سوال که عبرت و درسی که انسان های امروز از شهادت امام حسین می اموزند ، چیست ؟ گفت: ان حضرت خون مبارکش را برای این نثار کرد که ما ، هدف و پیام در زندگی . تحرکی برای فردا در جهت نگه داری عقیده ما ، در زیستن و زنده گی کردن در ماحول پاک اخلاقی و عقیدتی که حکم دین ماست . ما باید با صفا و صداقت برای بهبود زنده گی ما که حکم دین هم است ، تلاش نماییم. رئیس جمهور با اشاره به حملات انتحاری و تروریستی , عاملان آن را دشمنان اسلام خواند که دین , ارزش های والای اسلامی ومردم افغانستان را با خطر مواجه نموده است , گفت : در ماحول خود ببینید در کشور خود ما ،هر روز اشخاص انتحاری یا بمگذاران باعث شهادت اولاد این کشور میشوند ، از اطفال مکتب تا بزرگ سالان تا علما و تا بزرگان قوم به شهادت میرسند در روز عید ، روزی که تمام مردم جهان اسلام ان را با خوشی تجلیل می نمایند بچه ها و دخترهای نازدانه خود را به مسجد برای ادای نماز می فرستند ، حمله کننده انتحاری می اید و مردم را به شهادت می رساند. قسمیکه در چارسده پاکستان اتفاق افتاد و پریروز درامام بارگاه مرزاقاسم بیگ در پشاور نیزحمله کننده انتحاری سوگواران حسینی را به خاک و خون نشاند .پس انانی که با حمله انتحاری دو روز بزرگ جهان اسلام را ، روز خوشی جهان اسلام را که عید است و روز سوگواری شهادت نواده پیامبر اسلام را به خاک و خون کشانیدند ، دشمنان اسلام اند. رئیس جمهور, پیام شهادت امام حسین را ایستاده گی در مقابل ظلم دانست و گفت که جهان اسلام امروز در برابر ظلم قراردارد ظلمی که در لباس ما و به نام ما علیه ما است . پس بر ما ، برجهان اسلام و مردمان این منطقه است تا دست به دست هم داده علیه ظالم که باکشتن خود ، خود را حرام می کند و در پهلوی ان صدها مسلمان را شهید می سازد ، مبارزه کنیم این وظیفه ماست که جهان اسلام را ازاین شر نجات دهیم . رئیس جمهور همچنان اظهار داشت ؛ مبارزه با کسانی که با به خاک و خون کشاندن مردم ، اسلام را بدنام می کنند ، وظیفه ملی ،دینی ووجدانی همه مااست . حامدکرزی درادامه سخنان خود به بارش سنگین برف در کشور اشاره کرد و گفت که تغییرات جوی افراد نیازمند را با مشکل مواجه کرده و خواهان همکاری مردم درکمک رسانی به نیازمندان شد. بارندگی وهوای سرد بی سابقه در افغانستان تاکنون جان اضافه از دوصد را نفر را گرفته وخسارات فراوان نیز وارد نموده است. دراین مراسم ستر جنرال عبدالرحیم وردک وزیر دفاع ملی ، برهان الدین ربانی ، سید محمد علی جاوید و شيخ محمد اصف محسنی نیز درباره فلسفه عاشورا صحبت نموده و مقاومت امام حسین را در مقابل یزیدیان الگو ی شهامت و مردانگی دانستند که باید ازان اموخت و ان را سرمشق راه خود قرارداد . براسا س گزارش دیگری , آقای خلیلی معاون رئیس جمهور در مراسم عاشورای حسینی در مدرسه علمیه مدینة العلم شهرکابل از عزاداران خواست تا از تربیون عاشورا فریاد وحدت ، همبستگی و همدلی را میان جامعه اسلامی که یکی از ارمانهای امام حسین بود بلند نمایند . استاد خلیلی در این مراسم با اشاره به اینکه قیام عاشورا یک قیام اگاهانه و مختارانه بود گفت : برای امام حسین علیه السلام راه های دیگری غیر از راه مبارزه وجود داشت ، اما وی اگاهانه و ازادانه این راه را انتخاب کرده و باخون خود و یارانش علیه دژخیم ظلم ، فساد ، تباهکاری و حاکم جابری که عمدا ارزشهای انسانی و اسلامی را زیر پا کرده بود قیام نمود. معاون رئیس جمهور با اشاره به اهمیت این نهضت تاریخی اظهار داشت : نهضت عاشورا نه تنها برای اصلاح امورجامعه انروز ، بلکه برای بیداری و هوشیاری نسلهای اینده بشری و جوامع اسلامی نیز بوده و این پیام را به میراث گذاشته که انسان دربرابر ارزشهای انسانی و دینی و سرنوشت خود و جامعه مسوول است . معاون جمهوری تاکید کرد که تجلیل از عاشورا باید در زندگی و رفتار فردی ، محیطی و اجتماعی مسلمانان تغییر اورده و نباید این مکتب ، با این عظمت تنها دربعد عاطفی ان خلاصه گردیده و دیگر ابعاد انسان ساز ان به فراموشی گرفته شود, تاکید نمود ؛ جامعه مسلمان افغانستان امروز از همه چیز بیشتر و پیشتر به وحدت و همسویی نیاز دارد و عاشورا یک فرصتی است که ما این امرمهم ملی و دینی را تحکیم و تقویت نماییم اگر چه دشمنان وطن همواره تلاش نموده که جامعه افغانستان را به نام قوم ، سمت ، مذهب و زبان تجزیه و متفرق سازند ، اما هموطنان عزیز ما با هوشیاری و تجربه ای که از تاریخ گذشته دارند ، بدون شک ، دشمنان عزت و ازادگی خویش را دراین مقصد ناکام ساخته و خواهد ساخت . استادخلیلی در ادامه سخنانش با اشاره به اینکه دهه عاشورا فرصتی خوبی برای ارائه تعریف واقعی ازدین اسلام است گفت: عاشورا یک فرصتی است که باید ماهیت واقعی اسلام را معرفی نموده و حساب کسانی را که افراطیت و بنیاد گرایی را به نام اسلام ترویج و تبلیغ می نمایند ، از مسلمانانی که دیانت را برمبنای شفقت به انسان و جامعه و رستگاری و خوشبختی انان می داند, جداسازند . بنابراین زمانی به پیام عاشورا جواب مثبت داده میشود که ما در راستای بهبود زنده گی همنوعان خویش گام برداریم . همچنان درمراسم که بدین مناسبت در مدرسه دینی خاتم الانبیا غرب کابل برگزار شده بود .آقای یونس قانونی رییس ولسی در جرگه در باره قیام عاشورا واهمیت آن برای اسلام حقیقی سخنرانی نمود. |
||
|
|
|
|
|
آقای خلیلی گفته است: جامعه مسلمان افغانستان امروز از همه چيز بيشتر و پيشتر به وحدت و همسويي نياز دارد و عاشورا يک فرصتي است که بايد مسلمانان ماهيت واقعي اسلام را معرفي نموده...
سایت حزب وحدت در این باره نوشت
29/10/1386
محترم استاد خليلي معاون رئيس جمهور, امروز در مراسم تجليل از دهم محرم, در جمع صدها تن از عزادارانِ حضرت امام حسين نوادة پيامبر گرامي اسلام, در مدرسة علميه مدينه العلم، مسجد جامع امام باقر واقع ناحية سيزدهم کابل و تيکه خانه سجاديه حضور يافته و بياناتي را ايراد نمود.استاد خليلي معاون رئيس جمهور با اشاره به اينکه قيام عاشورا يک قيام آگاهانه و مختارانه بود گفت: براي امام حسين عليه السلام راه هاي ديگري غير از راه مبارزه وجود داشت؛ اما وي آگاهانه و آزادانه اين راه را انتخاب کرده و با خون خود و يارانش عليه دژخيم ظلم, فساد, تباهکاري و حاکم جابري که عمداً ارزشهاي انساني و اسلامي را زير پا کرده بود يورش برد. معاون رئيس جمهور با اشاره به اهميت اين نهضت تاريخي اظهار داشت: نهضت عاشورا نه تنها براي اصلاح امور جامعه آن روز, بلکه براي بيداري و هوشياري نسلهاي آينده بشري و جوامع اسلامي نيز بوده و اين پيام را به ميراث گذاشته که انسان در برابر ارزشهاي انساني و ديني و سرنوشت خود و جامعه مسئول است. استاد خليلي تأکيد کرد؛ که تجليل از عاشورا بايد در زندگي و رفتار فردي, محيطي و اجتماعي مسلمانان تغيير آورده و نبايد اين مکتب, با اين عظمت تنها در بُعد عاطفي آن خلاصه گرديده و ديگر ابعاد انسان ساز آن به فراموشي گرفته شود. استاد خليلي از عزداران خواست تا به گفته وي از تريبون عاشورا بايد فرياد وحدت, همبستگي و همدلي ميان افراد جامعه اسلامي که يکي از آرمانهاي بزرگ امام حسين بود بلند گردد, جامعه مسلمان افغانستان امروز از همه چيز بيشتر و پيشتر به وحدت و همسويي نياز دارد و عاشورا يک فرصتي است که ما اين امر مهم ملي و ديني را تحکيم و تقويت نماييم. اگرچه دشمنان وطن همواره تلاش نموده که جامعه افغانستان را به نام قوم, سمت, مذهب و زبان تجزيه و متفرق سازند؛ اما هموطنان عزيز ما با هوشياري و تجربه اي که از تاريخ گذشته دارند, بدون شک, دشمنان عزت و آزادگي خويش را در اين مقصد ناکام ساخته و خواهد ساخت. معاون رئيس جمهور در ادامه سخنانش با اشاره به اينکه دهه عاشورا فرصتي خوبي براي ارائه تعريف واقعي از دين اسلام است گفت: عاشورا يک فرصتي است که بايد مسلمانان ماهيت واقعي اسلام را معرفي نموده و حساب کساني را که افراطيت و بنيادگرايي را به نام اسلام ترويج و تبليغ مي نمايند, از مسلماناني که ديانت را بر مبناي شفقت به انسان و جامعه و رستگاري و خوشبختي آنان مي داند جدا سازند. بنابراين زماني به پيام عاشورا جواب مثبت داده مي شود که ما در راستاي بهبود زندگيِ همنوعان خويش گام برداريم. http://wahdat.net/index.php?page=news/afnews.php&id=3537 |
||
|
|
|
|
معاون ریاست جمهوری افغانستان آقای خلیلی به مناسبت عاشورای حسینی نیز پیامی داد استمتن پیام . 27/10/1386
معاون رياست جمهوري و رهبر حزب وحدت اسلامي افغانستان |
||
|
|
|
|
آقای خلیلی معاون رئیس جمهور در جمع علمای اهل تشیع وتسنن گفت : موضوع عاشورا، موضوع جهان اسلامسایت حزب وحدت در این باره گزارش داده است: 22/10/1386 http://wahdat.net/index.php?page=news/afnews.php&id=3517 |
||
|
|
|
|
|
وضعیت حقوق بشر در افغانستان
ـــــــــــ شماره 317 � سال دوم � شنبه 1 سرطان 1387 � ـــــــــــــــ
ـــــــــــ شماره 316 � سال دوم � پنج شنبه 30 جوزا 1387 � ـــــــــــــــ
ـــــــــــ شماره 315 � سال دوم � چهارشنبه 29 جوزا 1387 � ـــــــــــــــ
ـــــــــــ شماره 314 � سال دوم � سه شنبه 28 جوزا 1387 � ـــــــــــــــ
ـــــــــــ شماره 314 � سال دوم � دوشنبه 27 جوزا 1387 � ـــــــــــــــ
ـــــــــــ شماره 312 � سال دوم � یکشنبه 26 جوزا 1387 � ـــــــــــــــ
ـــــــــــ شماره 311 � سال دوم � شنبه 25 جوزا 1387 � ـــــــــــــــ
ـــــــــــ شماره 310 � سال دوم � پنج شنبه 23 جوزا 1387 � ـــــــــــــــ
ـــــــــــ شماره 309 � سال دوم � چهارشنبه 22 جوزا 1387 � ـــــــــــــــ
ـــــــــــ شماره 308 � سال دوم � سه شنبه 21 جوزا 1387 � ـــــــــــــــ
ـــــــــــ شماره 306 � سال دوم � یکشنبه 18 جوزا 1387 � ـــــــــــــــ
ـــــــــــ شماره 305 � سال دوم � شنبه 17 جوزا 1387 � ـــــــــــــــ
ـــــــــــ شماره 304 � سال دوم � پنج شنبه 16 جوزا 1387 � ـــــــــــــــ
ـــــــــــ شماره 303 � سال دوم � چهارشنبه 15 جوزا 1387 � ـــــــــــــــ
ـــــــــــ شماره ۳۰۲ � سال دوم � سه شنبه ۱۴ جوزا 1387 � ـــــــــــــــ
ـــــــــــ شماره 301 � سال دوم � دوشنبه 13 جوزا 1387 � ـــــــــــــــ
ـــــــــــ شماره 300 � سال دوم � یکشنبه 12 جوزا 1387 � ـــــــــــــــ
ـــــــــــ شماره 299 � سال دوم � شنبه 11 جوزا 1387 � ـــــــــــــــ
ـــــــــــ شماره 298 � سال دوم � پنج شنبه 9 جوزا 1387 � ـــــــــــــــ
ـــــــــــ شماره 297 � سال دوم � چهارشنبه 8 جوزا 1387 � ـــــــــــــــ
ـــــــــــ شماره 296 � سال دوم � سه شنبه 7 جوزا 1387 � ـــــــــــــــ
ـــــــــــ شماره 295 � سال دوم � دوشنبه 6 جوزا 1387 � ـــــــــــــــ
ـــــــــــ شماره ۲۹۴ � سال دوم � یکشنبه ۵ جوزا 1387 � ـــــــــــــــ
ـــــــــــ شماره 293 � سال دوم � پنج شنبه 3 جوزا 1387 � ـــــــــــــــ
ـــــــــــ شماره 291 � سال دوم � چهارشنبه 1 جوزا 1387 � ـــــــــــــــ
ـــــــــــ شماره 290 � سال دوم � سه شنبه 31 ثور 1387 � ـــــــــــــــ
ـــــــــــ شماره 289 � سال دوم � دوشنبه 30 ثور 1387 � ـــــــــــــــ
ـــــــــــ شماره ۲۸۸ � سال دوم � یکشنبه ۲۸ ثور 1387 � ـــــــــــــــ
ـــــــــــ شماره 287 � سال دوم � شنبه 27 ثور 1387 � ـــــــــــــــ
ـــــــــــ شماره 286 � سال دوم � پنج شنبه 26 ثور 1387 � ـــــــــــــــ
ـــــــــــ شماره 285 � سال دوم � چهارشنبه 25 ثور 1387 � ـــــــــــــــ | ||