حسین

یا حسین

این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست

این چه شمعی است که جانها همه پروانه اوست

حسين (عليه السلام) وقتى به دنيا آمد پيامبر او را در آغوش گرفت، در گوش راست او اذان گفت و در گوش چپش اقامه و بدينسان در گوش او نخستين بار بانگ توحيد طنين انداز گرديد.
 رسول خدا(صلى الله عليه وآله) به امر خداى يكتا، او را حسين ناميد. زبان در دهان نوزادش گذاشت و كودك زبان جدّش را بمكيد.
 حضرت فرمود: فرزندم! خداوند لعنت كند كسانى را كه تو را به شهادت مى رسانند.

عزای حسین

عزای حسین

در حیرتم ز چه بجویم نشان تو

نه سر پیرهن ز چه پیدا کنم ترا

 

خواهرت دید چو عریان تن پاکت می گفت

جامه از تنت ای ابرسخا پاشیدی

معجرم نیست کنم سایه ولی یادم هست

سایه ای بر سر زینب ز عبا پاشیدی

سلام بر حسین و عزاداران حسین

 

 

عاشورا

عاشورا

کل یوم عاشورا

هر روز عاشورا است

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ما تم است.

ای که عزم تو ز غوای جهانت پیدا است

عالم ار محو شود و نام و نشانت پیدا است.

کربلا

کربلا

السلام علی الحسین القتیل بکربلا

کل یوم عاشور و کل ارض کربلا

در مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا

حسین

حسین

قال الرسول: (ص) حسین من و انا من حسین

(خون و جان و تن ) حسین از من است و (خون وجان وتن) من از حسین است.

و می شود گفت : آنکه شریک خون حسین و قاتل حسین است. گویا قاتل رسول خدا می باشد.

 

حسین

حسین (ع)

قال الرسول (ص) حسین منی و انا من حسین

 (خون و جان و تن) حسین از من است و ( و خون و جان و تن ) من از حسین است

السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین یابن رسول الله(ص)

عاشورا

عاشورا

عاشورای حسینی

کل یوم عاشورا کل ارض کربلا

هر روزی عاشورا است و هر زمینی کربلا است

عقيقه پيامبر(ص) براى حسنين(ع)


 
عن عبد اللّه بن بريدة، عن أبيه; إن رسول اللّه(صلى الله عليه وآله) عقّ عن الحسن والحسين(عليهما السلام)بكبشين كبشين»( )
 نسائى در سننش گفته است: از عبداللّه پسر بريده و او از پدرش روايت كرده است: «رسول خدا(صلى الله عليه وآله) براى امام حسن و امام حسين(عليهما السلام)]در هنگام تولّدشان[ دو گوسفند دو گوسفند عقيقه كرد».
 ابو داود اين حديث را در سُننش از ابن عباس روايت كرده است، وهمچنين اين حديث در تاريخ بغداد، حلية الاولياء و غيره نيز وارد شده است.( )

عاشورا

عاشورای حسین (س)

      • روز عاشورا که اکبر شد خرامان سوی جنگ
      • دیده را محو تماشا سوی اکبر داشتم
      • گر نبودم بر سر نعش پسر جان داده بود
      • من پدر را از سر نعش پسر برداشتم
      • بیمی از دشمن نبود چون به گرد خیمه
      • پاسداری همچو عباس دلاور داشتم

 

کربلا

کربلا

خبر  رسول خدا (ص) از شهادت امام حسین در کربلا

گذاردن حضرت رسول(ص) تربت امام حسين(ع) را در نزد امّ سلمه و خون آلود شدنش در روز عاشورا
عن عمر بن ثابت، عن الاعمش، عن شقيق، عن امّ سلمة قالت: كان الحسين والحسين(عليهما السلام) يلعبان بين يدي رسول اللّه(صلى الله عليه وآله)في بيتي; فنزل جبريل فقال: يا محمّد إن امتك تقتل ابنك هذا من بعدك، و أومأ بيده إلى الحسين(عليه السلام)، فبكى رسول اللّه(صلى الله عليه وآله)وضمّه إلى صدره ثم قال رسول اللّه(صلى الله عليه وآله): وضعت عندك هذه التربة فشمّها رسول اللّه(صلى الله عليه وآله) قال: ريح كرب و بلاء، و قال: يا ام سلمة إذا تحولت هذه التربة دماً فاعلمي أن ابني قد قتل. فجعلتها ام سلمة في قارورة ثم جعلت تنظر اليها كل يوم وتقول: إن يوماً تحوّلين دماً ليوم عظيم».( )
عمر فرزند ثابت از اعمش و او از شقيق روايت كرده كه ام سلمه گفت: حسن و حسين در منزلم جلو پيامبر بازى مى كردند، جبرئيل نازل شد و براى پيامبر گفت: اى محمّد(صلى الله عليه وآله) امتت بعد از تو اين پسرت را به شهادت مى رساند، و با دستش به سوى حسين(صلى الله عليه وآله) اشاره كرد، رسول اللّه(صلى الله عليه وآله) گريه كرد و حسينش را در سينه اش گرفت، سپس رسول خدا(صلى الله عليه وآله)فرمود: اين تربت را در نزد تو مى گذارم، رسول خدا(صلى الله عليه وآله) آن تربت را بو كرد و فرمو: بوى كرب و بلاء است. و فرمود: اى ام سلمه! وقتى اين تربت متحول به خون شد بدان كه پسرم كشته شده است.
ام سلمه تربت را در شيشه اى گذاشت و هر روز به او را نگاه مى كرد، و ام سلمه مى گفت: روزى كه تربت متحولّ به خون شود آن روز، روز عظيم و مصيبت بزرگى خواهد بود.
اين حديث را ابن حجر عسقلانى در تهذيب التهذيب ذكر نموده است. و مضمون اين حديث را ابن حجر عسقلانى در مجمع الزوائد و طبرانى در معجم كبير و نيز غير آنها ذكر كرده اند.( )

حسین

کعبه عشق حسین (ع)

حاجی آن روز سوی کعبه روند بود ولی

کعبه عشق تو از دادن جانت پیدا است

                                               (شیهد بلخی)

از خطبه امام حسین (ع) در روز عرفه

خط الموت علی ولد بنی آدم مخط القلاده علی جید الفتاة

با رمز تبسم فاش می گفت به هرگامی

امضای من از خون است در دفتر آزادی

عاشورا

عاشورا

عاشورا در کربلا - حرم مطهر امام حسین - نمایی از بین الحرمین - نمایی از گلدسته حرم حضرت ابالفضل العباس

 

 ناراحت شدن پيامبر(ص) به جهت گريه حسين(ع)

 عن يزيد بن أبي زياد قال: خرج النبي(صلى الله عليه وآله) من بيت عائشة فمرَّ على بيت فاطمة سلام اللّه عليها، فسمع حسيناً يبكي فقال: «ألم تعلمي أن بكاءه يؤذيني؟»( )
 در تاريخ دمشق، مجمع الزوائد و غيره از يزيد پسر زياد نقل شده كه او گفته است: «حضرت پيامبر(صلى الله عليه وآله) از منزل عائشه بيرون شد، گذرش به خانه حضرت فاطمه(عليها السلام)افتاد، گريه حسين را شنيد، آن حضرت ] به دخترش فاطمه [فرمود: «مگر نمى دانى كه گريه حسين مرا ناراحت مى كند؟!»

حسین

حسین

قال الرسول (ص) : حسین منی و انا من حسین

رسول خدا (ص) فرمود : حسین از من است و من از حسین

و این به این معنا است که خون حسین خون رسول خدا(ص)

و خون رسول خدا (ص) خون حسین است

و آنهایی که روز عاشورا به ریختن خون حسین گرد آمدند گویا به

ریختن خون رسول خدا گرد آمدند

و سرکرده آنها یزید پسر معاویه پسر ابوسفیان بود